دلنوشته

صدایت میزنم

بسمه تعالی

صدایت میزنم،
از پسِ این روزهای غبار گرفته،
قدم میزنم در خیالم
از یک شهرِ پر التهاب، به جایی که هوای تو در زمین و آسمانش جاریست.
دلم هواییِ حرم میشود و بیتاب و مضطر، حسین حسین میخواند…
آقای من،
خودت بگو چه به سرِ برهوتِ دنیا آمده؟ درهای حرمت به رویمان بسته است،
کجا را داریم جز آغوشِ پدرانه ی تو؟
دلم را به نخل های بین الحرمین گره زدم، نگاهم خیره به بارگاهِ توست، شرمنده ی دلی شدم که بیتاب زیارت است..
این روزها بیشتر از همیشه هوا خواهِ توییم، ما را به جدایی از حرم رخصت مَده، ای عزیز ترین عزیزِ ما…

امتیاز کاربر: 4.73 ( 2 نتایج)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا